تبليغاتX
NBA & BIOLOGY
 
(علمی _ بسکتبال_و...)
 
Steve Francis dunks
  نوشته شده در  جمعه 1384/04/31ساعت   توسط mitra 
در روانشناسي ورزشي مراحل رواني و روحي استعمال‌ ميشود که به ما راهنمايي و مجموعه دستورالعمل قابل لمس ارائه ميدهد که چطور ما در موقعيتهاي رقابتي و مسابقه بهترين استراتژيهاي روحي را به دست بياريم. ما در اين بخش در طول زمان در بخش هاي مختلف به مربي هايي که رسيدگي به ورزشکنان ميکنند تکنيکهايي را آموزش ميدهيم که بتوانند با کمک اين علم تيم ها و ورزشکنان تکي را آموزش و تمرين دهند. استراتژيهاي ارطباتي ويژه ورزش کاران و متخصصين را به طور ظاهري تدريس ميدهد

روانشناس ورزشي نه فقط براي يک مسابقه تعليم ميدهد بلکه براي همه موقعيتها و خواستهاي زندگي

هيجان و استرس در ورزش و رفع آن با ورزش.
در دنياي امروز دانستن راه و روش زندگي و پيشرفت عملاً بدون استرس امكان پذير نيست و در بين جوامع بشر بصورت قانون درآمده است.
.ترس و هيجان استرس
آيا استرس منفي ، مثبت ، يا هر دو آن است؟ ترس و هيجان و استرس چه معني در يک مسابقه ورزشي دارد؟
نقش ورزش درسلامت روان.
بسيار سخن و حديث از تأثير و اهميت تربيت بدني و ورزش بر ابعاد مختلف رشدي چون جسم و روان شنيده ايم يا خوانده ايم.
جادوي موسيقي در ورزش.
تحقيقات بسياري در زمينه بررسي اثرات موسيقي بر ورزش و تمرينات بدني صورت گرفته كه اين مقاله به برخي از مهم ترين آنها اشاره دارد و توصيه هايي را جهت استفاده مؤثر از اثرات روح بخش موسيقي ارائه خواهد داد.
  نوشته شده در  جمعه 1384/04/31ساعت   توسط mitra 
Opening Tipoff G1 Finals
  نوشته شده در  جمعه 1384/04/31ساعت   توسط mitra 
 
كاهش وزن بدن با سونا امكان ندارد
000765.jpg
بررسي هاي تاريخي نشان دهنده وجود حمامهاي داغ يا سونا به عنوان يكي از موسسات تفريحي و تمدد اعصاب در روم باستان است كه در آنها اتاق بخار و ماساژ وجود داشته است. اين مطالعات نشان مي دهد بيش از ۲۰۰۰ سال قبل حمام سونا در كشور فنلاند از اهميت برخوردار بوده است. امروزه حدود يك ميليون سونا در اين كشور وجود دارد. عده اي از محققين فنلاندي مدعي شده اند كه استفاده از سونا فوائد زيادي براي سلامتي افراد دارد، كه از جمله تسكين درد در بيماران مبتلا به تنگي نفس و برونشيت مزمن را ذكر كرده اند.
حمام سونا شامل دو نوع، سونا خشك و بخار مي باشد. حمام سونا خشك، اتاق كوچكي است كه داراي گرماي خشك بوده و اغلب با چوب هاي نگه دارنده حرارت، كه اين چوبها بوسيله بخاري و يا كوره هاي كوچك گرم مي شوند. گرماي اتاق حدود ۵/۷۶ درجه تا ۵/۸۷ درجه سانتيگراد با رطوبت نسبي ۵% تا ۲۵% مي باشد. سونا بخار شبيه سونا خشك بوده ولي داراي هواي مرطوب تري مي باشد.
ميزان رطوبت در سونا بخار ۹۵% و درجه حرارت ۴۵ درجه مي باشد.
در زمينه اهميت و ارزش سونا بايد گفت كه بسياري از طرفداران و استفاده كنندگان از سونا داراي تصورات نادرستي نسبت به سونا مي باشند. در كشور ما از حمام سونا بيشتر براي كاهش وزن استفاده مي كنند و بر همين اساس بسياري از افراد چاق نيز يكي از راه هاي لاغر شدن خود را در استفاده از حمام سوناجستجو مي كنند. اما در سونا چربي از بين نمي رود و اين كاهش وزن در واقع بيشتر كاهش آب بدن است كه بلافاصله در زمان جبران كم  آبي با نوشيدن آب، وزن مجدداً به حالت اوليه باز مي گردد. براي از بين بردن چربي مي بايست از طريق تغذيه مناسب و تمرينات ويژه مدد جست و نتيجه گرفت.
قرار گرفتن بدن در برابر حرارت سبب دريافت گرما از طريق سيستم هدايت بدن مي شود. در چنين حالتي گرما بايد از بخش مركزي بدن به پوست منتقل شده و دفع گردد تا درجه حرارت طبيعي بدن حفظ شود. بنابراين قلب بايد با شدت بيشتري كار كند. در نتيجه، افزايش فشار براي دفع گرماي ناشي از سونا مي تواند سبب فشار بر دستگاه قلب و گردش خون شود و در اين راستا از دست دادن مايعات هنگام مواجهه با گرماي زياد نه فقط منجر به كاهش آب بدن مي شود بلكه ممكن است توازن ميزان الكتروليتهاي خون در بدن را نيز بر هم بزند. همچنين با دفع آب مقداري از فلزات و مواد معدني كه براي متابوليسم ضروري هستند از طريق تعريق از بدن خارج مي شوند. مكانيزم عكس العمل بدن در برابر حرارت در سونا خشك و بخار با هم متفاوت است. در سونا خشك عرق بدن به سرعت تبخير مي شود ولي در شرايط مرطوب حمام سونا بخار، عرق به آساني تبخير نمي شود. لذا زماني كه فرد در سونا بخار قرار مي گيرد احساس گرماي بيشتري نسبت به قرار گرفتن در سونا خشك مي نمايد. سونا بخار نسبت به سونا خشك گرماي بيشتري به انسان مي دهد.
معناي سونا در ورزش، تقويت قدرت بدني و حالت انبساط و نشاط دادن به بدن است.
البته توصيه مي شود كه بلافاصله قبل از تمرين يا مسابقه و يا بعد از فعاليت شديد از رفتن به سونا جلوگيري شود.
در توانبخشي، سونا به خاطر بوجود آوردن انبساط و شادكامي از طريق گرما، كاهش درد، بهبودگردش خون و كمك به بهبود صدمات بخصوص صدمات ورزشي مورد استفاده قرار مي گيرد. سطح توزيع گرما در سونا بيشتر از ساير فرمهاي گرما درماني است.
در سونا نه تنها تمامي سطح بدن بلكه از طريق راههاي تنفسي سطح خارجي غشاء مخاطي نيز تحت تأثير مثبت قرار مي گيرد. هواي گرم داخل سونا را به خوبي مي توان تحمل كرد و از اين گذشته بوسيله عرق كردن تنظيم گرما به خوبي انجام مي شود. اما فوائد سونا مربوط به تحريك و تهييج پوست بدن، قوي كردن جريان گردش خون، و نيز بالا بردن توليد غدد لنفاوي است كه در نتيجه تمامي اعضاء و ارگانهاي بدن را تحت تأثير مثبت قرار مي دهد.
اگرچه استفاده از سونا كاهش مايعات و الكتروليتها را در پي خواهد داشت ولي اين ضايعات معمولاً خيلي شديد نبوده و خيلي زود مي توانند جايگزين شوند.
استفاده خوب و مناسب از سونا به اين صورت است كه از مدت زمان كوتاه (۵ تا ۸ دقيقه) و يك يا دوبار در هفته شروع شود. در ابتدا بايد روي نيمكت هاي پايين قرار گرفته و از ريختن آب روي اجاق خودداري كرد تا بدن به سونا عادت كند. آنگاه توقف ۱۵ دقيقه اي در سونا و دو تا سه بار در هفته و هر بار دو تا سه توقف را پيشنهاد مي كنيم. بعد از خارج شدن از سونا بايد ۱۰ تا ۱۵ دقيقه در هواي آزاد و تازه قرار گرفته و ابتدا به قسمت هاي مختلف بدن آب پاشيد آنگاه تمامي بدن را زير دوش قرار داد. در صورت وجود حوضچه  به داخل آب سرد رفته و بدن را خنك كرد.
خشك كردن بدن و استراحت بعدي نيز ضروري است قبل ا ز آنكه مجدداً به سونا برويد. اكثر اشتباهاتي كه به هنگام سونا رفتن به وقوع مي پيوندند عبارتند از:
الف) فاصله زماني كوتاه بين گرم و سرد كردن: همانطور كه در بالا اشاره شد حداقل ۱۰ دقيقه بايد بين دو سونا به استراحت پرداخت.
ب) صرف نظر كردن از خنك كردن بدن به ا ندازه كافي: اين خنك شدن بايد بوسيله دوش گرفتن و داخل آب سرد رفتن صورت گيرد.
ج) نوشيدن زياد مايعات در داخل سونا و در فاصله استراحت و سونا رفتن.
د) عدم توجه به اين موضوع كه بايد حداقل دو ساعت فاصله زماني بين غذا خوردن و سونا رفتن وجود داشته باشد.
از طرف ديگر نبايد هيچ وقت با معده خالي به سونا رفت، زيرا در اين صورت امكان بروز اختلالاتي در جريان گردش خون و كاهش ميزان قند خون بوجود مي آيد.
ه) توقف بيش از اندازه در سونا: اين عمل باعث از دست دادن مايعات و نمك زياد بوسيله عرق كردن بيش از حد مي شود و از اين طريق اختلالاتي در حالت تعادلي سوخت و ساز و نيز خستگي و كاهش قابليت عكس العمل و قدرت و سرعت مي شود.
سونا از جمله چيزهايي است كه گروهي با آن نظر موافق و گروهي نظر مخالف دارند. ولي آنچه ازكليه تحقيقات مربوط به سونا نتيجه گيري مي شود اين است كه همگي آنها بر فايده سونا در رفع كوفتگي عضلاني و تمدد اعصاب متفق القول مي باشند. سونا نيز مانند ساير روشهاي درماني بايد تحت شرايط مخصوص مورد استفاده قرار گيرد كه اين شرايط مخصوص، نوع مورد استفاده قرار دادن تا ممنوع بودن استفاده از سونا را تشكيل مي دهد. در نهايت بايد يادآوري كرد كه سونا يك داروي مداوا كننده همه دردها نيست كه بتوان بدون فكر و تأمل هميشه آن را به كار برد.
وحيد مقدم - كارشناس ارشدتربيت بدني
  نوشته شده در  شنبه 1384/04/25ساعت   توسط mitra  | 

 


  استرس مداوم نه تنها خوشايند نيست ، بلکه براي سلامت شما نيز مضر است. ممکن است وسوسه شويد که علايم استرس را در خود نديده انگاريد؛ چرا که ادامه دادن به عادت هميشگي آسان تر از متوقف کردن آن و فکر کردن به راههاي تسکين بخش استرس است. اين کار حتي اگر به بهترين وجه هم انجام شود، تنها در کوتاه مدت موثر است. علت اين که بسياري از مردم از درگير شدن و مقابله کردن با استرس خود اکراه دارند، اين است که نمي دانند از کجا شروع يا چگونه مبارزه کنند.به طور کلي ، استرس حاصل نياز ما به سازگاري فيزيکي ، ذهني و احساسي در مقابل يک تغيير است. برخلاف آنچه همه مي پندارند، استرس الزاما يک واکنش منفي نيست؛ به عنوان مثال يک ارتقاي شغلي که پس از مدتها رنج و تلاش به آن رسيده ايد، موضوعي مطلوب و خوشايند است که وجود شما را از هيجان و رضايت سرشار مي کند.اين در حالي است که اگر بدون آمادگي و به طور ناگهاني از سوي مافوق خود براي دريافت اين ارتقا احضار شويد، ممکن است در همان لحظه اعتماد به نفس خود را از دست بدهيد و عصبي شويد.استرس تا حدي مي تواند مفيد باشد، چون به زندگي ، جذابيت و تحرک مي بخشد و ما را روي پاي خودمان نگه مي دارد.تغييرات جزيي و ملايم نه تنها مضر نيستند، بلکه مفيد و سازنده هستند و در پرورش حس سازش پذيري ما نقش عمده اي ايفا مي کنند. خود را در دل طوفان افکندن و با تغييرات دست و پنجه نرم کردن بتدريج ما را قوي تر و مستحکم تر مي کند؛ اما وقتي که تغييرات از حد مجاز فراتر روند و در طول دوره اي از زمان بر زندگي ما اثر منفي بگذارند، ظرفيت سازش پذيري ما اشباع مي شود و تحمل آن را غيرممکن مي کند.همه ما نيازمند حفظ تعادل فيزيکي و روحي هستيم و فقط در اين حالت ، احساس راحتي و خرسندي مي کنيم. حال هر گونه تغييري ، بويژه اگر نامطلوب باشد، تعادل بدن را به گونه اي تهديد مي کند.براي بازگشت به تعادل ، مکانيسم هاي شناخته شده اي با عنوان سندرم سازگاري عمومي به کار مي افتند. اين سندرم به محض اين که شخص در معرض يک عامل استرس زا قرار مي گيرد، فعال مي شود.در ابتدا ذهن وارد مرحله هشدار شده و بدن براي افزايش فعاليت آماده مي شود. انقباض ماهيچه ها، پمپاژ آدرنالين به خون ، افزايش فشار خون ، همه و همه از علايم اين مرحله هستند.مرحله دوم يعني مرحله مقاومت کليه پاسخ هاي فيزيکي و ذهني مرحله قبل تشديد مي شود و به افزايش فعاليت فيزيکي بدن مي انجامد و شخص آمادگي لازم را براي مقابله با شرايط فوق العاده پيدا مي کند؛ ولي اين انرژي هاي ايجاد شده براي اين که شخص را از پاي در نياورند بايد در حدي باشند که بدن بتواند دوباره به حالت طبيعي برگردد.در غير اين صورت مرحله سوم اتفاق مي افتد که همان خستگي مفرط است. به کارگيري ظرفيت سازگاري براي مدت طولاني ، به طور قطع به بيماري شما منتهي خواهد شد.اگر هر روز مجبور به سرو کله زدن با رئيسي باشيد که بي منطق و عصبي است و کاري جز ايراد گرفتن ندارد، مطمئنا طاقت نخواهيد آورد و سرانجام روزي از پا در مي آييد.***مقادير جزيي استرس براي هر شخص لازم و ضروري است *** اگر ناچاريد به تنهايي و بدون کمک ديگران ، يکي از بستگان بيمار خود را تيمار کنيد، طولي نمي انجامد که در دام يک بيماري جسمي يا روحي گرفتار خواهيد شد.در بيشتر موارد، در معرض استرس بودن براي مدت طولاني ، زمينه فروپاشي جسمي يا احساسي شخص را فراهم خواهد کرد.به محض اين که شخص وارد مرحله سوم يعني خستگي مفرط مي شود کاملا روشن است که مشکلي وجود دارد. ممکن است نشانه هاي 2 مرحله پيش مورد غفلت قرار گيرند. اگر چه اصطلاح مرحله هشدار به معني آگاه شدن فرد از وقوع فرآيندهايي در بدن است ، ولي لزوما اين آگاهي در همه افراد صورت نمي گيرد.در مرحله هشدار، بدن و ذهن براي عمل آماده مي شوند ولي از آنجا که اين آمادگي به طور ناخودآگاه آغاز مي شود و به طور خودکار ادامه مي يابد، احتمال دارد شخص از ايجاد آن غافل باشد. استرس يک فرآيند واضح و مشخص نيست که بتوان آن را با کلمات بيان کرد، بلکه توصيف استرس ، توصيف يک پديده کاملا شخصيتي است ، مثل هر تغييري که باعث مي شود شخص احساس ناراحتي جسمي يا روحي کند.با اين تعريف ، علت تفاوت طرز فکرها و برداشت ها در قبال عوامل استرس زا توجيه مي شود. يک تعريف معقول از استرس روشن مي کند که استرس همان کار و مسووليت زياد يا انتظارات بيش ازحد از شما نيست. اگر استرس همين چيزها بود، امکان نداشت کسي اين کارها را بدون استرس انجام دهد، حال آن که خيلي از افراد کارهاي زياد را بدون ذره اي استرس به پايان مي رسانند. کساني هستند که مسووليت هاي بسيار سنگيني به عهده دارند. ولي بخوبي کارها را پيش مي برند.نقش شرايط در ايجاد استرس ناچيز است و اين طرز برخورد و تلقي ما از موقعيت و شرايط است که در ايجاد يا عدم ايجاد استرس نقش دارد. پس مي توان فهميد که چرا افراد مختلف در برابر استرس عکس العمل هاي متفاوتي از خود نشان مي دهند. هنگام حرکت در اتوبوس يا قطار ميان راه ناگهان وسيله متوقف مي شود و ديگر حرکت نمي کند.حال خوب به عکس العمل هاي اطرافيان نگاه کنيد. برخي فقط کمي خسته ، برخي عصباني و عده اي دچار تشويش و اضطراب مي شوند. از نظر فيزيولوژيکي ، هنگام ايجاد استرس ، اتفاقات تقريبا يکساني در همه ما روي مي دهد به محض تلقي يک موقعيت خاص به عنوان يک وضعيت تهديد کننده ، پاسخهاي اوليه استرس براي ايجاد آمادگي ظاهر مي شوند.سرعت تنفس افزايش مي يابد و به اين وسيله اکسيژن بيشتري در اختيار مغز و ماهيچه ها قرارخواهد گرفت ، ضربان قلب تندتر مي شود و فشارخون بالا مي رود.به منظور تامين انرژي بيشتر در اين وضعيت اضطراري ، قندها و چربي ها به داخل خون آزاد و ماهيچه ها منقبض مي شوند، جريان بزاق کم و تعريق افزايش مي يابد. کليه حواس ما در وضعيت قرمز و آماده باش قرار مي گيرند و آدرنالين و کورتيزول نيز به منظور افزايش تحرک بدني آزاد مي شوند.اين عکس العمل هاي خود به خودي در مواردي چون آتش سوزي و غيره بسيار مفيد هستند و امکان دويدن و فرار سريع از خطر را فراهم مي آورند؛ ولي هنگامي که شما عکس العمل هاي مشابهي را فقط هنگام فکر کردن به جلسه کاري فردا نشان مي دهيد مشکلاتي براي شما ايجاد مي شود.بايد توجه داشت که در مورد اول همه انرژي کمکي ايجاد شده و تمام انقباضات به نحو احسن مورد استفاده قرار مي گيرند، اما در مثال دوم براي صرف انرژي اضافي توليد شده جايي وجود ندارد. همچنان که شما نشسته ايد و نگران جلسه فردا هستيد، هورمون هاي استرس در بدن شما توليد مي شوند. آنها در خون جريان دارند و همه چيز را در وضعيت فوق العاده نگه داشته اند.درباره برخي افراد اين تظاهرات با افزايش ترشحات معده بروز مي کند که در صورت تکرار مداوم پاسخهاي استرسي ، در نهايت به زخم معده منجر خواهد شد.از طرفي حضور طولاني مدت استرس و داشتن انتظار بيش از حد از خودمان براي تطبيق با شرايط، ممکن است بدن را خسته و رنجور کند که بالطبع خطر ايجاد اختلال در عملکرد اعضا و اندام هايي چون قلب و کليه را به همراه خواهد داشت. ***چه چيز در شما استرس ايجاد مي کند؟***همان گونه که گفته شد، عوامل متعددي در بروز استرس نقش دارند و عاملي که براي يک فرد استرس زاست ، ممکن است در ديگري استرس ايجاد نکند؛ اما به طور معمول ارتباط تنگاتنگي ميان کار و مسووليت زياد و استرس وجود ندارد.علت اصلي واکنش يک فرد به استرس از عوامل بسياري متاثر است. به هر حال هم خانه و هم محل کار مي توانند صحنه کشمکش هاي جسمي و روحي زيادي باشند که ممکن است در صورت بي توجهي در درازمدت به خطري جدي براي سلامت فرد بدل شود.استرس زاهاي شغلي: محيط کار به دلايل متعددي ، زمين فوق العاده حاصلخيزي براي روييدن بذرهاي استرس است.هر جا عده اي به منظور تحقق هدفي دور هم جمع مي شوند، احتمال هر گونه کشمکش وجود دارد. تضاد شخصيت ها و روشن نبودن نقشها و وظايف ، از خصوصيات بارز کارهاي گروهي است که تاثير منفي بر کارايي گروه خواهد داشت.3 گروه اصلي که به طور عمده در محل کار تشنج ايجاد مي کنند عبارتند از: اول آدم قلدر و زورگو که پشت سر هم و به بهانه هاي مختلف ، زيردستان خود را مي آزارد، دوم آن که از پشت خنجر مي زند، يعني کسي که به سبب عقده حقارت در حضور شما خوب است اما به محض اين که اتاق را ترک مي کنيد درصدد ضربه زدن به شما برمي آيد و سوم از زير کار در رو؛ کسي که وقتي اوضاع وخيم مي شود گم مي شود و ديگران را براي حل مشکل ايجاد شده ، تنها مي گذارد.***برخي تيپهاي شخصيتي خاص زمينه بيشتري براي استرس دارند *** جاي بسي تاسف است که زنان قربانيان اصلي زورگويي و خشونت هستند. گرچه طي چند دهه اخير اوضاع کمي بهتر شده است ولي هنوز در بسياري از مشاغل با زنان و مردان با ديد يکسان برخورد نمي شود.تنها در حرفه هاي خاصي آن هم با اکراه ، پستهاي کليدي به زنان داده مي شود و اگر هم اين کار صورت گيرد، زنان به ازاي کار دوبرابر، حقوق کمتري دريافت مي کنند. اين در حالي است که براي کارمند زن ، تمام اين فشارها و مشکلات ، مضاف بر مسووليت اداره خانواده و وظايف منزل هنگام بازگشت از اداره خواهد بود.استرس همچنين مي تواند مستقيما از فضاي محيط کار ناشي باشد. اگر ناچار باشيد با وسايل ناکافي کار کنيد، به طور قطع پس از مدت طولاني کار کردن خواهيد ديد که درد کمر و... اجازه تمرکز و ادامه کار را به شما نخواهد داد. از ميان عوامل فيزيکي استرس زا مي توان به نور نامناسب ، تهويه نامناسب و آلوده کننده ها (مثل دود سيگار) اشاره کرد.فضاي ناخوشايند يا نامناسب نه تنها سبب مي شود احساس بيماري کنيد، بلکه بتدريج روحيه ديگر اعضا را که ناچارند با اين شرايط نامطلوب بسازند، تضعيف مي کند و حال زماني که شما براي خود کار مي کنيد، انصافا به راه انداختن يک تجارت در خانه يا دفتر کار عادي ، يک پديده کاملا مدرن است.اين کار، فردي فوق العاده مشتاق ، علاقه مند، با پشتکار و منظم را مي طلبد که به تنهايي و بدون نياز به ديگران به موفقيت دست يابد.برخورداري شما از انگيزه قوي و هدف کاملا روشن ، شرط لازم براي گشودن گره هاي کاري آن هم به تنهايي است. در چنين مواقعي که هيچ کس را حتي براي در ميان گذاشتن مشکلات نداريد، ممکن است به آساني گرفتار دام تنهايي و افسردگي شويد.استرس زاهاي خانوادگي: همان گونه که درباره استرس زاهاي کاري توضيح داده شد، هر کجا افراد جمع باشند، احتمال استرس نيز وجود دارد.فقط به اين خاطر که افراد خانواده با شما نسبت دارند، نمي توان گفت که نبايد در خانه تضاد آراء و نزاع و مشاجره وجود داشته باشد.يک عامل شايع استرس ، عدم توافق يا تيرگي روابط اعضاي خانواده است. اين مساله مي تواند از يک ناسازگاري بنيادين ميان والدين ناشي باشد.حال وقتي پاي کودکان به ميان مي آيد، ازدواج پيچيده تر مي شود. حقيقت اين است که کودکان از زندگي در اين فضاي نامهربان و خشن ، اگر بيشتر از والدين رنج نبرند، کمتر رنج نمي برند.هرگونه بي ثباتي در زندگي خانوادگي ، از مشاجره و دعوا گرفته تا غيبت طولاني يکي از والدين در خانه استرس ايجاد مي کند.استرس زاهاي ديگر: هر تغييري که به نحوي روال روزمره زندگي را متشنج کند، بسته به شرايط و آمادگي روحي فرد، کم و بيش ايجاد استرس خواهد کرد. ***علايم هشداردهنده***تظاهرات فيزيکي استرس: گرفتگي يا انقباض (در گلو، سينه، شکم ، شانه ها، گردن و آرواره ها)، سردرد و ميگرن ، کمردرد، گردن درد، تنفس نامنظم، تپش قلب، کم آوردن نفس حتي هنگام استراحت ، ناآرامي ، وررفتن بيهوده با اشيا يا تکان دادن مداوم بدن يا دست و پا، پرشهاي عضلاني (تيک) در صورت ، چشم ، دهان و...دهان خشک ، صداي بم و بلند، عرق کردن ، دست وپاي سرد، لرزش ، گيجي و احساس عدم تعادل ، خستگي زياد و احساس کوفتگي ، دل درد و فروريختن چيزي در دل ، سوءهاضمه ، تهوع ، تکرر ادرار، اسهال ، مشکلات خواب ، مشکلات جنسي ، زخم معده و حساسيت بيش از حد به صدا. تظاهرات ذهني استرس : تمرکزنداشتن ، فراموشي ، ناتواني در به خاطرآوردن حوادث اخير، ناتوانايي در يادگيري اطلاعات جديد، از دست دادن حالت تعادل ، گيج شدن و شلوغي ذهن ، نداشتن قدرت تصميم گيري ، تصميم گيري هاي ناگهاني يا غيرمعقول ، از دست دادن نظم و ايجاد نابساماني ، اشتباهات مکرر، برداشت نادرست از شرايط و مردم ، بي دقتي ، مواجهه با مشکل در انجام کارهاي ساده اي چون جمع و تفريق و محاسبات ابتدايي و توجه غيرعادي به جزييات.تظاهرات احساسي استرس: اضطراب ، ترس مرضي (phobia)، احساس وحشت و دچار حملات ناگهاني وحشت شدن ، احساس درخطربودن ، پرخاشگري ، بدبيني ، احساس گناه ، افسردگي ، نوسانات خلقي ، زودرنج شدن و زود گريه کردن ، کابوس هاي شبانه ، احساس طردشدن از سوي ديگران ، نگراني بيش از حد، از دست دادن حس شوخ طبعي و انزوا.تظاهرات رفتاري استرس: افزايش استعمال دخانيات در مقايسه با گذشته ، استعمال مشروبات الکلي بيش از گذشته ، پرخوري ، خيلي خيلي کم خوردن ، هيچ چيز نخوردن ، بي اهميتي نسبت به وضع ظاهر، وحشيانه رانندگي کردن ، با ديگران قطع رابطه کردن ، چندين کار را همزمان شروع کردن و آنها را نيمه تمام رها کردن ، جويدن ناخن ، کشيدن يا کندن مو، کندن پوست ، افکار وسواسي و رفتار وسواسي (چندين بار قفلها، شيرآب و چراغها را چک کردن). تغيير نگرش: همان طور که اشاره شد واکنش افراد نسبت به استرس متفاوت است.اين که اصولا بخواهيم با آن دست وپنجه نرم کنيم ، تسليم آن شويم يا چه راهي را براي مقابله با آن برگزينيم تا حدود زيادي به تلقي ما از استرس بستگي دارد.آسيب پذيرترين افراد در اين مورد کساني هستند که سرشار از خشم فرو خورده اند؛ کساني که به طور مداوم دلشوره دارند يا بدبين هستند يا افرادي که هر وضعيت ناآشنا يا مبهم را تهديدآميز مي پندارند، آنها که نگرش مثبت دارند بهتر مي توانند با اين موضوع کنار آيند.نکته اميدوارکننده در اين ميان آن است که شما مي توانيد طرز نگرش و رفتارتان را عوض کنيد تا جايي که استرس بيشتر قابل کنترل شده و حتي تجربه اي مثبت به شمار رود. علاوه بر يک رشته اقداماتي که در ذيل به آنها اشاره مي شود، تلاش براي يافتن تعدادي دوست ، نگهداري حيوانات دست آموز يا به عضويت درآمدن در يک سازمان يا انجمني که باعث حمايت هاي اجتماعي مي شوند براي مقابله با استرس مي توانند

  نوشته شده در  شنبه 1384/04/25ساعت   توسط mitra 
Jefferson dunks
  نوشته شده در  جمعه 1384/04/24ساعت   توسط mitra 
Jefferson dunks
  نوشته شده در  جمعه 1384/04/24ساعت   توسط mitra 
Robert Horry G5 Finals

  نوشته شده در  جمعه 1384/04/24ساعت   توسط mitra 


  افسردگي در واقع يك بيماري فراگير و لطمه زننده به روح و روان آدميست كه از مشخصات آشكار آن مي‌توان به احساس پوچ بودن و ناراحتي، احساس نااميدي و يا بي‌ارزش بودن و حتي داشتن تفكرات منفي اشاره كرد. گفته مي‌شود كه افسردگي عموما با نشانه‌هاي فيزيكي همراه است كه معالجه نسبت به آن چندان ثمربخش نيست. عموما فرد مبتلا به افسردگي داراي رفتاري كند و آهسته است. محققان مي‌گويند كه سه گونه اختلالات افسردگي و پريشان خاطري وجود دارد كه عبارتند از افسردگي پيشرفته، اختلال رواني به صورت افسردگي و افسردگي شيدايي. اينگونه اختلالات رواني در مقياس‌هاي شدت و طول مدت، نشانه‌هايشان با يكديگر متفاوت هستند. محققان علوم رفتاري مي‌گويند كه افسردگي‌هاي پيشرفته داراي نشانه‌ها و علايمي هستند كه مي‌توانند فعاليتهاي روزمره، مطالعات، خواب،‌ خوردن و شركت در فعاليتهاي خوشايند و سرگرم كننده را تحت تاثير قرار دهد. چنين حالتي ممكنست براي دفعات گوناگون در طول زندگي آدمي روي دهد. محققان معتقدند كه نوع ديگري از افسردگي با درجه‌ شدت پايين‌تر، اختلال رواني به صورت افسردگيست كه در واقع داراي نشانه‌هايي طولاني مدت است كه بر اساس آن شخص از انجام مناسب فعاليتهاي روزانه و يا برخورداري از احساساتي خوب و دلپذير محروم مي‌شود. بسياري از مردم كه مبتلا به اين گونه از افسردگي هستند، همواره دوره‌هاي پريشان خاطري قابل توجهي را در برخي از برهه‌هاي زندگي خود طي مي‌كنند. محققان همچنين با اشاره به نوع سوم افسردگي و پريشان خاطري مي‌گويند، نوع سوم افسردگي كه در واقع يك اختلال روحي شيداگونه است، نام بيماري افسردگي دو قطبي را نيز به خود گرفته است. اين نوع از افسردگي، البته نه به اندازه دو نوع قبلي ذكر شده، موجب ايجاد تغييراتي در خلق و خوي آدمي مي‌شوند.در پاره‌اي از مواقع، احساسات و خلق و خوي آدمي، داراي جوش و خروش‌هايي شده، با اين حال در بيشتر مواقع اين احساسات رنگ رخوت و سستي به خود مي‌گيرند. هنگامي كه يك شخص مبتلا به اين نوع از افسردگي دوران بيماري خود را طي كند، مي‌توان گفت كه شخص تمامي نشانه‌هاي مربوط به اين بيماري را از خود بروز مي‌دهد. اين نوع از ابتلا به افسردگي و پريشان خاطري، در بيشتر مواقع، تفكر، قوه‌ متفاوت، حتي رفتارهاي اجتماعي را تحت تاثير قرار مي‌دهد كه در نتيجه به بروز مشكلات جدي براي شخص و اطرافيان منجر مي‌شود. محققان مي‌گويند كه هنوز درمان دقيقي براي اينگونه از افسردگي دريافت نشده است. *علايم ابتلا به افسردگي*محققان علوم روانشناسي و روانپزشكي بر اين باورند كه اشخاصي كه به نوعي به افسردگي و پريشان خاطري مبتلا هستند، لزوما تمامي نشانه‌هاي اين بيماري را در خود ندارند، گاهي فردي مواردي از علايم اين بيماري را از خود بروز مي‌دهد و گاهي نيز شخص ديگري پيدا مي‌شود كه حداكثر اين نشانه‌ها را در رفتار و احساسات خود بروز مي‌دهد.اين اعتقاد علمي وجود دارد كه با توجه به شخص، شدت علايم ابتلا به افسردگي و پريشان خاطري در دوره‌هاي مختلف زندگي متفاوت هستند. با اين حال نشانه‌ها و علايم شناخته شده اين بيماري عبارتند از: - ناراحتي‌هاي هميشگي، احساس پوچ بودن، پريشان خاطري، احساس نااميدي و بدبينياحساس گناهكار بودن، بي ارزش بودن و ناكارآمد بودن - از دست دادن علايق و تفكرات دلپذير در جريان تفريحات و سرگرمي‌ها - كاهش قواي بدني و كرخت و سست شدن رفتار- داشتن مشكلات در امر تمركز، به خاطر آوردن امور و تصميم‌گيري - پريدن از خواب و يا خواب زياد - از دست دادن ميل به غذا خوردن و يا كاهش وزن و حتي بالعكس داشتن ميل شديد به خوردن غذا و خواب زياد- به مرگ و خودكشي فكر كردن و تلاش جهت خودكشي- احساس خشم و بي‌حوصلگي- علايم فيزيكي طولاني‌مدت كه معالجات پزشكي پاسخگوي آنها نيستند از جمله سردرد و دردهاي مزمن- عصبانيت‌هاي غير معمول- كاهش نياز براي خوابيدن- صبحت كردن زياد- افزايش ميل جنسي- كاهش قواي قضاوت و داوري - رفتارهاي نادرست اجتماعي*علل ابتلا به افسردگي*برخي از انواع افسردگي و پريشاني خاطر در خانواده‌ها همه‌گير مي‌شوند كه نشان دهنده آن است كه در واقع سستي رفتاري در ميان افراد يك خانواده مي‌تواند منشاء وراثتي داشته باشد. همچنين اين باور علمي و روانشناختي وجود دارد كه در برخي از خانواده‌ها به نظر مي‌رسد كه افسردگي‌هاي پيشرفته نسل به نسل بروز مي‌كنند. هرچند تحقيقات نشان داده‌اند اين امكان وجود دارد كه پريشان خاطري و افسردگي پيشرفته در خانواده‌هايي كه سابقه اين بيماري ندارند نيز ظهور يابد. با اين حال يك نكته محرزست و آن اينكه چه از طريق وراثتي و يا خير، اختلالات رفتاري مربوط به پريشان خاطري و افسردگي اغلب مربوط به بروز تغييراتي در ساختار بدن يا عملكرد آن است. تحقيقات نشان مي‌دهند افرادي كه داراي سطح پاييني از خود باوري هستند و اغلب نگاه بدبينانه‌اي نسبت به خود و دنياي اطرافشان دارد و نيز به سرعت تحت فشار استرس‌هاي محيطي مستاصل مي‌شوند، آمادگي كامل براي ابتلا به افسردگي دارند. از سوي ديگر تحقيقات سالهاي اخير نشان مي‌دهند كه تغييرات فيزيكي در بدن انسان مي‌تواند با تغييرات روحي و رواني نيز همراه باشد. بر اين اساس گفته مي‌شود كه بيماري‌هايي از جمله اختلالات مغزي، سكته‌هاي مغزي و حملات قلبي، سرطان، پاركينسون و اختلالات هورموني مي‌تواند عامل ابتلا به افسردگي شوند كه در نتيجه موجب آن مي‌شوند كه شخص بيمار، سست و كرخت شده و اقدامي جهت مراقبت از خود در برابر اين بيماري‌ها صورت ندهد و بدين ترتيب بهبود شخص همواره به تعويق مي‌افتد.

  نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/21ساعت   توسط mitra  | 

 

پايگاه اطلاع رساني پزشكان ايران

 

استراحت در ورزشكار آسيب ديده

فايده استفاده از يخ

روش ماساژ با يخ

فوايد باندهاي فشاري

اصول برخورد با آسيب ديدگيهاي شديد

علل بروز صدمات ورزشي

روشهاي جلوگيري از صدمات ورزشي

اقدامات اوليه

 

اقدامات اولیه درمانی در آسیبهای ورزشی شامل مراحل زير است :

1- محافظت و پیشگیری از آسیب بیشتر مثلاً با استفاده از وسایل کمک ارتوپدی

2- استراحت که بسته به نوع آسیب از فرم مطلق آن تا استراحت نسبی را شامل می شود.

3- استفاده از یخ سبب کاهش درد،تورم و التهاب می شود.

4- فشار که اگر همراه با یخ استفاده شود سبب محدود شدن تورم خواهد شد.

5- بالا نگه داشتن عضو آسیب دیده نسبت به سطح قلب سبب تسهیل تخلیه وریدی از ناحیه مربوطه می شود.

6- عمل هاي محافظتي که در مواقع آسیب جزیی و بدون علامت ورزشکار استفاده میشود مثلاً استفاده از بانداژ برای پیچ خوردگی مختصر مچ پا.

استفاده از اصول فوق در چه زمان و توسط چه کسانی صورت می پذیرد؟

روش های بالا در برخورد اولیه با آسیب های حاد اسکلتی-عضلانی بکار می روند.

آشنایی با آنها برای ورزشکار،مربی،پزشک تیم و هر فرد دیگری که مسوول درمان و برخورد ابتدایی با آسیب باشد لازم است.

چه میزان استراحت کافی است؟استراحت نسبی در چه مواقعی تجویز می شود؟

طول مدت استراحت وابسته به شدتِ آسیب است.مشخص است که هر چه شدت آسیب بیشتر باشد،مدت استراحت هم بیشتر خواهد بود.وقتی یک آسیب چندان شدید نباشد،استراحت نسبی توصیه می شود.هدف از استراحت نسبی آن است که فرد ورزشکار علی رغم وجود آسیب بدون علامت باقی بماند،هر چند تا حدودی تحرک خود را حفظ کرده است.

فایده استفاده از یخ در برخورد با آسیبها چیست؟آیا گرما هم موثر واقع میشود؟

یخ سبب کاهش خونریزی،تورم،التهاب،نیازهای متابولیک ناحیه مجروح،درد و نیز اسپاسم عضلانی میشود.اما گرما به نوبه خود دارای فایده نیست و جز در مورد کاهش اسپاسم عضلانی،سبب افزایش موارد نامبرده هم خواهد شد.گاهی توصیه می شود که دوره های متناوب استفاده از گرما و یخ اعمال شود.یعنی عضو را 1 تا 2 دقیقه از یخ استفاده کنند.بر اساس شدت تورم عضو این نسبت قابل تغییر است.هر چه آسیب حادتر باشد،از مدت گرم کردن کاسته خواهد شد.

 

روش صحیح ماساژ دادن با یخ چگونه است؟باید چه مدت زمانی طول بکشد؟آیا روشهای دیگری هم برای استفاده از یخ وجود دارد؟

از نحوه تهیه یخ شروع میکنیم:در یک لیوان یکبار مصرف آب ریخته و میگذاریم یخ بزند.سپس لیوان را از وسط بریده و باقیمانده قالب یخ را برای مدت60 تا90 ثانیه بر روی منطقه ای ثابت از عضو آسیب دیده نگه میداریم تا در ناحیه مربوطه و تا 5/1 سانتی متر در اطراف محل احساس کرختی به شخص دست دهد.حال با توجه به وسعت محدوده ای که بی حس شده و به آرامی یخ را به صورت دایره وار روی پوست ماساژ میدهیم.این ماساژ در آسیبهای با وسعت متوسط،7 دقیقه و در نواحی بزرگ تا10 دقیقه طول خواهد کشید.

غوطه ور کردن عضو،در آب یخ هم موثر است.اما تحمل آن برای مصدوم سخت است به علاوه نمی توان عضو را بالاتر از سطح قلب نگاه داشت.به عنوان قانونی کلی،در طی یکساعت میتوان 20 تا30 دقیقه(حداکثر)از یخ استفاده کرد و حداقل 30 دقیقه نیز عضو را به حال خود گذاشت.مسلم است که اگر تحمل مصدوم به سرما کم باشد،باید زمان استفاده از یخ را کاهش داد.

خصوصیت باندهای فشاری چیست؟

این باندها را از دیستال عضو به پروگزیمال می پیچند،به طوری که در هر دور نصف پهنای دور قبلی را بپوشاند.فشار الاستیکی که اعمال میشود سبب کاهش تورم خواهد شد.البته بانداژ نباید آنقدر محکم انجام گیرد که در بازگشت خون وریدی به طرف قلب اختلالی ایجاد کند.در مورد باندهای الاستیک تا توان بالقوه کشش باند کافی خواهد بود.باندهای الاستیک برای آسیبهای حاد اندام تحتانی مناسب نیستند،چون قابلیت محافظت اندکی ایجاد میکنند.

اصول برخورد با ورزشکاری که شدیداً آسیب دیده و حال وخیمی دارد چیست؟

در ابتدا توجه معطوف به مجاری هوایی مصدوم خواهد بود.هر گونه انسداد یا مانعی را باید بر طرف کرد.در هنگام این بررسی ها باید مراقب آسیب ستون فقرات گردنی نیز بود.

در مرحله بعد به نحوه تنفس مصدوم دقت میشود.در صورت نیاز میتوان از تنفس مصنوعی و اکسیژن کمکی استفاده کرد تا تنفس خود بخودی و منظم برقرار شود.اینک نوبت بررسی گردش خون فرد است.نبض شریان کاروتید از لحاظ کیفیت،تعداد و ریتم لمس خواهد شد.در صورت فقدان این نبض یا نبض رادیال باید عملیات احیاء قبلی عروقی آغاز گردد.یا همان مرحله ارزیابی مختصر عصبی که سطح هوشیاری،اندازه و واکنش مردمکها به نور،حرکات چشم و پاسخ های حرکتی مصدوم را شامل میشود.به معنی مشاهده اندامها و سایر قسمتهای بدن است تا از وجود هرگونه خونریزی،شکستگی یا خون مردگی آگاه شویم.

علل اصلی ایجاد صدمات ورزشی چیست؟

عدم آمادگی بدنی،گرم نکردن بدن پیش از شروع فعالیت ورزشی،استفاده از تکنیک های نادرست و نیز ماهیت خود رشته ورزشی از جمله دلایل ایجاد آسیب های ورزشی هستند.

چگونه میتوان از بروز صدمات ورزشی جلوگیری کرد؟

ارتقا دانش و سطح معلومات مربیان و خود ورزشکاران،داشتن سطح آمادگی بدنی مطلوب و گرم کردن بدن به اندازه کافی و قبل از مبادرت به انجام فعالیت می توانند از میزان بروز آسیب های ورزشی بکاهند.

  نوشته شده در  سه شنبه 1384/04/21ساعت   توسط mitra 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM