تبليغاتX
NBA & BIOLOGY
 
(علمی _ بسکتبال_و...)
 
درس اول(پرش):

پرش یک مهارت مهم است خصوصاًدر رشته ای که گل و هدف آن در ارتفاع قرار گرفته باشد مربیان اغلب پرش را یک توانایی طبیعی در نظر می گیرند که بازیکن یا آن را دارد و یا ندارد و قابل آموزش نیز نیست . اصولی اساسی به منظور پیشرفت در مهارت پرش وجود دارد . اول بازیکن نیاز دارد بیاموزد که در حالت ایستادن مناسب و آماده پریدن باشد . دوم بازیکن شما قادر به پرش بلند تر خواهد بود اگر به قدرت عضلانی پای خود اضافه کند .  مربیان باید به کمک تمرین های استقامتی مهگام با مهارت های پرش قدرت عضلات آنها را پرورش دهند . سوم بازیکنان باید توجه داشته باشند چگونگی فرود آنها بعد از یک پرش مشخص کننده سرعت و ارتفاع پرشی خواهد بود که بلافاصله بعد از فرود انجام خواهد شد . بهترین فرود به دست آوردن حالت ایستادن مناسب همراه با تعادل و پاهای باز است . در این صورت بازیکن آماده پرش مجدد است . هنگامی که بازیکنان ابتدا یاد می گیرند تا در پرش از دو دست و دو پای خود استفاده کنند ،کنترل و حالت بدن با بهترین آموزش به آنها ارائه می شود .

پرش با دو پا:

پرش روی دو پا کند تر از پرش روی یک پا در حال حرکت است . بهترین مورد استفاده آن زمانی است که بازیکن در مکانی شلوغ قرار دارد (نظیر شلوغی حاصل در تلاش برای ریباند ) یا در یک لی آپ قدرتی در نزدیکی مدافعان .

پا یا پاهای آماده برای پرش باید قبل از انجام پرش محکم روی زمین قرار گیرد (بازیکن باید تصور کند که پاهایش را در زمین میخکوب کرده اند) تا حداکثر انقباض عضلانی حاصل شود . به بازیکن بیاموزید که هر جا ممکن است از سرعت حرکت بدن خود استفاده کند ، بدین صورت که از حرکت بدن در حال دویدن به سمت جلو با کوبیدن محکم یک پا (پاها) به زمین برای بلند شدن از زمین سود ببرند و با پرتاب کردن دست ها با قدرت به جلو به اندازه حرکت بدن به جهت دلخواه اضافه کنند (هنگامی که زمان و فضا اجازه این کار را می دهد ).

پرش روی یک پا:

پرش روی یک پا هنگام حرکت و زمانی که حداکثر ارتفاع پرش مورد نیاز است ، مفید است. بازیکنان باید روش پریدن روی یک پا را بدانند تا بتوانند در لی آپ ها و پرش ارتفاع به سمت سبد یا تخته یورش ببرند .

پرش سریع:

پرشهای سریع بهترین راه میانه است که باعث استفاده از زمان و فضا و همچنین نگهداری حالت بدن و کنترل آن می شود . یک پرش سریع باید در هنگام تراکم بازیکنان برخورد یا رقابت در پرش اطراف سبد مورد استفاده قرار گیرد . این ها پرش های توام با حرکت دو دست و دو پا هستند، بدون وجود حرکت سریع بدن که از حالت ایستادن اولیه آغاز می شود . قبل از شروع پرش باید دست ها در ارتفاع معادل سر قرار گیرند ، در حالی که بازو ها موازی با زمین هستند.

موفق باشید

  نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/11ساعت   توسط mitra 
سر انجام کاندالیزا رایس مشاور امنیت ملی آمریکا،پیانیست با تجربه ، از معتمدین جرج بوش رئیس جمهوری آمریکا و یکی از با نفوذترین زنان جهان برای جانشینی پاول در نظر گرفته شد .

"کاندالیزا رایس" دومین زنی خواهد بود که بالاترین پست کابینیه آمریکا را بعد از "مادلین آلبرایت" وزیر امور خارجه سابق آمریکا عهده دار می شود ، که به توصیه پدر آلبرایت پیانو را رها کرد و رشته روابط بین الملل را در دانشگاه ادامه داد .

به گزارش بسیاری از مراکز اطلاع رسانی و بنگاههای خبری پس از انتصاب کاندالیزا رایس به مقام وزیر امور خارجه ایالات متحده در تشریح شخصیت وی ،او را دختری به ظاهر آرام ،صورتی کاملاً سیه چرده و همیشه به لحاظ فیزیکی ثابت که به شیوه خود کت و دامن می پوشد، با صدای کاملاًرسا و با جسارتی بی مانند معرفی کردند .کسی که تا ساعاتی قبل از او به عنوان مشاور امنیت ملی کاخ سفید نام برده می شد . وی کسی نیست جز کاندالیزا رایس ، دوستان نزدیکش او را " کاندی " خطاب می کنند .

  کاندالیزا رایس به زبان ایتالیایی به معنی"موسیقی دلنشین و آرام " می باشد . آیا نام می تواند در شکل گیری شخصیت کسی موثر باشد؟ این مسئله در مورد رایس صدق می کند چون وی بسیار خوب پیانو می نوازد .

رایس در ۱۴ نوامبر سال ۱۹۵۴ در منطقه جدا شده تیتوسویل بیرمنگهام در آلاباما از پدر و مادری سیاه پوست دیده به جهان گشوده و در همان منطقه محصور در بین طبقات میانی در منطقه سیاه پوستان رشد کرد و پدر و مادرش که هر دو اهل موسیقی و تحصیلکرده بودند (مادرش آنجلنا رایس معلم موسیقی و علوم در مدرسه سیاه پوستان بود پدرش عالیجناب جان رایس کشیش کلیسای رزبیتاری وست مینستر در بیرمنگهام و هر دو استاد دانشگاه بودند ) بعد از طی یک دوره موسیقی نام او را کاندالیزا که در زبان ایتالیایی به معنی موسیقی آرام و دلنواز است گذاشنتد.

 وی در محیطی مملو از تنفر نژادی از سیاهان رشد کرد این مسئله روح او را بسیار حساس نمود و می گوید که کودکی اش در دوره نژاد پرستی عزم او را برای مبارزه با تبعیض نژادی راسخ نمود وی نه ساله بود که یکی از همکلاسی هایش به نام تام دنیس مک نیر در یک بمب گذاری سفید پوستان نژاد پرست کشته شد .

پدرش همیشه با اشاره به هوش و درایت رایس می گفت که لیزای من رئیس جمهور آمریکا خواهد شد . در آن زمان این سخنان وی به عنوان گزافه گویی های یک کشیش سیاه پوست تلقی می شد . رایس کودکی اش را از سه سالگی با درس های پیانو آغاز کرد و این سالها را با باله و با کلاسهای فرانسه و اسپانیایی و تماشای فوتبال پر نمود . در حالی که وی به آموزش پیانو برای برگزاری یک کنسرت مشغول بود در سن ۱۵ سالگی از دبیرستان فارغ التحصیل شد و در همان سال در دانشگاه دنور ثبت نام کرد .لیسانس خود را در سن ۱۹ سالگی در رشته علوم سیاسی در سال ۱۹۷۴ از دانشگاه دنور - فوق لیسانس خود رادر سال ۱۹۷۵ از دانشگاه نوتردام و دکترای خود را در سال ۱۹۸۱ یعنی در ۲۶ سالگی از دانشکده مطالعات بین الملل دانشگاه دنور به دست آورد و دکترای افتخاری را نیز در سال ۱۹۹۱ از کالج مورهاوس دانشگاه آلاباما دریافت کرد .

از سمت های دانشگاهی وی :

وی پس از به دست آوردن دکترای خود به عنوان جوان ترین استاد یار علوم سیاسی در دانشگاه استنفورد مشغول به کار شد . از دیگر پست های دانشگاهی وی استاد یار آکادمی علوم و هنر آمریکا - استاد دانشگاه آلاباما در سال۱۹۹۴ -استاد دانشگاه نوتردام در سال ۱۹۹۵ - استاد دانشگاه حقوق می سی سی پی در سال ۲۰۰۳ - استاد دانشگاه دولتی لوئیزویل و میشیکان در سال ۲۰۰۴ .

نهایتاْ وی شغل مورد نظرش را که همان شغل استادش جوزف کوربل دیپلمات سابق اروپایی و پدر مادلین آلبرایت وزیر امور خارجه سابق آمریکا بود ، یافت . او توجه رایس را به مطالعه در مورد شوروی معطوف کرد .

پست های بازرگانی :

رایس علاوه بر پست های سیاسی مانند بسیاری از جمهوری خواهها دارای پست های بازرگانی و نفتی نیز بوده است:

در ۷ می ۱۹۹۱ به عنوان مدیر شرکت نفتی شورون انتخاب شد .(شورون نام کاندالیزا رایس را روی بزرگترین نفتکش خود که ۱۳۶ هزار تنی بود گذاشته بود که این نام در می ۲۰۰۱ تغییر یافت .

*رئیس هیئت مدیره سن فرانسیسکو سمفونی

*عضو هیئت مدیره شرکت هیولت پاکارد

*مشاور شورای بین المللی جی پی مورگان

* از اعضای موسس نیوجنراشن سنتر

*عضو صندوق حمایت از آموزش در مدارس

*معاون باشگاه دختران و پسران در ناحیه سن فرانسیسکو

پست های سیاسی:

* ۱۹۷۷ کار آموز وزارت امور خارجه آمریکا

* ۱۹۸۰ کار آموز موسسه رند بود

* ۱۹۸۲ وارد حزب جمهوری خواه شد 

* ۱۹۸۶ وارد شورای روابط خارجیدولت ریگان شد

* ۱۹۸۹ کارمند شورای امنیت ملی در زما ن جرج بوش پدر شد.(بوش در هنگام معرفی رایس به گورباچفگفت که : این کاندالیزا رایس است هر چیزی را که من درباره شوروی می دانم او به من می گوید)

* ۱۹۹۱ به عنوان عضو هیئت امنای موسسه رند منصوب گردید وتا سال ۱۹۹۷ در آنجا خدمت کرد

* استاد ارشد موسسه هوور در اول ژولای ۱۹۹۹

* مشاور امنیت ملی ۲۲ ژوئن ۲۰۰۱

* کارمند شورای امنیت ملی آمریکا - مدیر و مدیر ارشد امور اروپای شرقی و شوروی و معاون ویژه امنیت ملی در امور مشورتی ۱۹۹۱ - ۱۹۸۹   .

* مشاور امنیت ملی آمریکا (۲۰۰۴-۲۰۰۰) که به عنوان جوان ترین و اولین زن مشاور امنیت ملی آمریکا می باشد.

بعد از انتخاب بوش پسر به ریاست جمهوری وی به درخواست بوش پدر موظف به بهره مندی از مشاوره رایس شد . رایس بوش را برای اولین بار در سال ۱۹۹۵ زمانی که خود رایس بر حسب اتفاق باید بوش پدر را در تگزاس ملاقات می کرد . ملاقات نمود .

بوش نیز رایس را چنین توصیف می کند : دکتر رایس نه تنها یک شخصیت برجسته است بلکه دارای تجربه نیز می باشد . وی یک مدیر خوب است و من به قضاوت او اطمینان دارم  آمریکا متوجه خواهد شد که او یک شخصیت با خرد است و من به خاطر ملحق شدن او به دولت افتخار می کنم.

  نوشته شده در  چهارشنبه 1385/03/10ساعت   توسط mitra 
زماني گمان مي‌رفت آينده نگري خاص انسان‌ها است، اما مشاهداتي نظير اينكه ميمون‌ها با يادآوري حمل ابزار مناسب براي يافتن غذا و زاغ‌هاي كبود با مخفي كردن دوباره غذايشان هنگامي كه تصور مي‌كنند رقيبي آنها را ديده است، ثابت مي‌كند حيوانات نيز آينده‌نگري دارند.

به گزارش رويترز از واشنگتن، دو آزمايش با برنامه ريزي دقيق كه در مجله "‪ "Science‬منتشر شد نشان مي‌دهد پرندگان باهوش و شامپانزه‌هاي بزرگ مي‌توانند با روشي فراتر از روباه‌ها و ساير حيوانات براي آينده خود برنامه‌ريزي كنند.

"توماس سادندفورد" از دانشگاه "كويينزلند" در "بريسبان" مي‌گويد برنامه ريزي براي نيازهاي آينده منحصر به انسان نيست."
وي افزود: "شامپانزه‌ها و زاغ‌هاي كبود نيز با يادآوري حوادث گذشته مي‌توانند احتياجات آينده خود را پيش بيني كنند. اين پديده با اين نگرش كه چنين رفتار شناختي تنها در جنس انسان ديده مي‌شود تناقض دارد.

در يك آزمايش "نيكلاس مولكاهي" و "جوزف كال" از موسسه انسان شناسي تكاملي ماكس پلانك" در "ليپزيگ" آلمان، "بونوبوها"‪ bonobos‬كه از خويشاوندان نزديك شامپانزه‌ها هستند و اورنگ‌اوتان‌ها را در يك باغ وحش محلي بررسي كردند.

محققان در اين مطالعه چندين آزمايش انجام دادند كه لازم بود ميمون‌ها براي يافتن غذا راه پيچيده‌اي را به ياد آورند و اين فرصت را به آنها دادند تا از ابزارهايي براي انجام اين كار استفاده كنند.

تاكنون فقط عامل گرسنگي در برخي حيوانات كه نياز به انديشه طولاني ندارد، در استفاده از ابزار و برنامه ريزي مشاهده شده است.

بنابراين زماني كه شامپانزه‌ها براي درآوردن مغز ميوه‌هاي مغز دار از سنگ استفاده مي‌كنند و يا كلاغ‌هاي "نيو كالدونيا" براي شكار حشرات از وسايل قلاب مانند استفاده مي‌كنند، اين كارها را براي رفع گرسنگي فعلي خود انجام مي‌دهند نه برنامه ريزي براي آينده.

در آزمايش ديگري ميمون‌ها براي بدست آوردن يك بطري حاوي آب انگور بايد از يك قلاب فلزي استفاده مي‌كردند.

براي انجام اين آزمايش ميمون‌ها مي‌بايست بياد آورند كه ابزار مناسب را با خود از اتاق خارج كنند و كمي بعد آن را با خود بازگردانند.

اورانگ اوتان‌ها و بونوبوها هر دو چندين بار اين آزمايش‌ها را با موفقيت انجام دادند.

اين شواهد و مشاهدات جديد در زاغ‌هاي كبود نشان مي‌دهد برنامه‌ريزي براي آينده تنها منحصر به انسان نيست و با اين نگرش كه اين ويژگي ‪ ۲/۵‬تا ‪ ۱/۵‬ميليون سال پيش در جنس انسان ظهور يافت تناقض دارد.

جوانا دالي از دانشگاه كمبريج در انگليس و همكارانش با آزمايش بر روي زاغ‌هاي كبود مشاهده كردند اين پرندگان مي‌توانند بياد آورند زماني كه براي اولين بار مقداري از غذاي خود را مخفي مي‌كنند، كدام پرنده آنها را تماشا كرده است.

اگر يك پرنده قوي زاغ‌ها را در حال مخفي كردن غذاي خود ديده باشد، زاغ‌ها بعدا در نبود آن پرنده اقدام به تغيير مخفيگاه خود مي‌كنند.

اما اگر پرنده ناظر مخفيگاه زاغ‌ها، يك پرنده ضعيف‌تر و يا جفت آنها باشد، زاغ‌ها مكان مخفيگاه خود را تغيير نمي‌دهند كه احتمالا به اين دليل است كه زاغ‌ها مي‌توانند پرندگان زيردست را كه تلاش دارند غذاي آنها را بدزدند، مغلوب كنند.

نتايج نشان مي‌دهد زاغ‌هاي كبود مي‌توانند بياد آورند چه پرنده‌اي آنها را در حال مخفي كردن غذاي خود مشاهده كرده است."

  نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/04ساعت   توسط mitra  | 

Dr. Condoleezza Rice Dr. Condoleezza Rice became the Assistant to the President for National Security Affairs, commonly referred to as the National Security Advisor, on January 22, 2001.

In June 1999, she completed a six year tenure as Stanford University 's Provost, during which she was the institution's chief budget and academic officer. As Provost she was responsible for a $1.5 billion annual budget and the academic program involving 1,400 faculty members and 14,000 students.

As professor of political science, Dr. Rice has been on the Stanford faculty since 1981 and has won two of the highest teaching honors -- the 1984 Walter J. Gores Award for Excellence in Teaching and the 1993 School of Humanities and Sciences Dean's Award for Distinguished Teaching.

At Stanford, she was a member of the Center for International Security and Arms Control from 1981-1986 (currently the Center for International Security And Cooperation), a Senior Fellow of the Institute for International Studies, and a Fellow (by courtesy) of the Hoover Institution. Her books include Germany Unified and Europe Transformed (1995) with Philip Zelikow, The Gorbachev Era (1986) with Alexander Dallin, and Uncertain Allegiance: The Soviet Union and the Czechoslovak Army (1984). She also has written numerous articles on Soviet and East European foreign and defense policy, and has addressed audiences in settings ranging from the U.S. Ambassador's Residence in Moscow to the Commonwealth Club to the 1992 and 2000 Republican National Conventions.

From 1989 through March 1991, the period of German reunification and the final days of the Soviet Union, she served in the Bush Administration as Director, and then Senior Director, of Soviet and East European Affairs in the National Security Council, and a Special Assistant to the President for National Security Affairs. In 1986, while an international affairs fellow of the Council on Foreign Relations, she served as Special Assistant to the Director of the Joint Chiefs of Staff. In 1997, she served on the Federal Advisory Committee on Gender -- Integrated Training in the Military.

She was a member of the boards of directors for the Chevron Corporation, the Charles Schwab Corporation, the William and Flora Hewlett Foundation, the University of Notre Dame, the International Advisory Council of J.P. Morgan and the San Francisco Symphony Board of Governors. She was a Founding Board member of the Center for a New Generation, an educational support fund for schools in East Palo Alto and East Menlo Park, California and was Vice President of the Boys and Girls Club of the Peninsula . In addition, her past board service has encompassed such organizations as Transamerica Corporation, Hewlett Packard, the Carnegie Corporation, Carnegie Endowment for International Peace, The Rand Corporation, the National Council for Soviet and East European Studies, the Mid-Peninsula Urban Coalition and KQED, public broadcasting for San Francisco.

Born November 14, 1954 in Birmingham, Alabama, she earned her bachelor's degree in political science, cum laude and Phi Beta Kappa, from the University of Denver in 1974; her master's from the University of Notre Dame in 1975; and her Ph.D. from the Graduate School of International Studies at the University of Denver in 1981. She is a Fellow of the American Academy of Arts and Sciences and has been awarded honorary doctorates from Morehouse College in 1991, the University of Alabama in 1994, the University of Notre Dame in 1995, the National Defense University in 2002, the Mississippi College School of Law in 2003, the University of Louisville and Michigan State University in 2004. She resides in Washington, D.C.

July 2004

  نوشته شده در  پنجشنبه 1385/03/04ساعت   توسط mitra 
 
  POWERED BY BLOGFA.COM